انتخاب همیشه بین بد و بدتر نیست
من بارها در در جواب درخواستم از دوستان و آشنایان برای مشارکت در انتخاباتهای مختلف شنیدم که چه انتخاباتی. باید بین بد وبدتر انتخاب کرد. ما نیستم. یادمه اولین بار شاید سال 76 و انتخابات ریاست جمهوری بود که با خودم فکر کردم بد کیه. بدتر چیه؟ دانستن جوابش شاید تا سالها میسر نباشه. اما همیشه جالب بوده و هست برایم.
فردا دور دوم انتخابات مجلس است. فضای شهر تهران که مثل همیشه است. شاید فقط بشه هوای انتخاباتی را در روزنامهها و تلویزیون جستجو کرد. هر کدام هم از نگاه خودشان و دسته و باند خودشان. نه این هک با حزب و حزبگرایی مخالف باشم. اما شاید تنها این دو گروه باشند که خیلی جلز و ولز میکنند. مردمی که من میبینم همه دنبال یک لقمه نان و لختی آرامش و آسایش هستند. وقتی وزیر اقتصاد در مراسم تودیع خودش این همه انتقاد کنه دیگه از مردم کوچه و بازار چه انتظاری هست.
برگردم سر اصل موضوع. دوستان من رای میدهم. چون خسته شدم از بس از بزرگترها شنیدم به کی رای بدهم. بین بد و بدتر انتخاب کنم؟ به نظر من اینطوری نیست. حداقل اگر از سال 76 تلاش میکردیم و با شناخت از داوطلبان صندلیهای مجلس و شورا و رسایت جمهوری و خبرگان اونها را درست انتخاب می کردیم. یعنی بهترینها را در بین همین افراد. لااقل الان بعد از 11 سال دوباره این حرف کلیشهای را نمیزدیم که انتخاب مان الان بین بد و بدتر است.
به نظر من اگر ما ایرانیها کمی استمرار و تحمل پیشه کنیم حتماً میتوانیم اول بین بد و بدتر انتخاب کنیم. مرحله بعد بین بد و خوب. بعدش بین خوب و خوبتر و دیگه بعد از اون همیشه باید تلاش کنیم که بین خوب و خوبتر انتخاب کنیم. این مهم تنها با مشارکت در امور و مسائل اجتماعی میسر میشود.
فکر میکنم این موضوع امکان تحقق داشته باشه. پس من رای میدهم. تا هستم. یا من هستم پس رای میدهم برای اعلام حق مُسَلَم خود.
